سرنوشت...... - تاریخ: 1396/3/11 ساعت: 9:01
حوصله!…………………………سر!عشق!………………………………پر!مغز !………………………………هنگ!سر!…………………………………درد!دل!…………………………………تنگ!چشم!………………………………تر !گوش!………………………………کر!مخ!…………………………………رد!خسته نباشی"سرنوشت"~~~~~~دمت گرم…~~~~ [ جمعه پنجم خرداد ۱۳۹۶ ] [ 21:31 ] [ راده ی زمستان میثم ] [ ]
عجـــــیـــــــــــــــــــٻ دوستــــــــــتــــــــدارم - تاریخ: 1396/3/11 ساعت: 9:01
.منبغلت نکردمنبوسیدمتزیره بارون باهات قدم نزدمهمش نزدیکت نبودم.. خاطره ای از با تو بودن ندارم..منفقطازدورعجـــــیـــــــــــــــــــٻ دوستــــــــــتــــــــدارم
خداحافظی...... - تاریخ: 1396/3/11 ساعت: 9:01
سنگ قبرمو دوستــــــــــ دارم چوڹ قراره بشه پاتوق مامانـــــم ...مردنمو دوستــــــــــ دارم چوڹ دیدنم قراره بشه آرزویه عشـــــقم ...تابوتمو دوستــــــــــ دارم چوڹ قراره واسه اولیڹ بار از خیلیا بالاتر باشم ...سردیه بدنمو دوستــــــــــ دارم چوڹ اولیڹ باریه ڪه دیگه ڪسی گرمامو حس نمیڪنه ...پارچه ی سیا
درد....... - تاریخ: 1396/3/11 ساعت: 9:01
درد که به استخونت رسید:)دیگه مهم نیست چی میشهدیگه از گریه هم خبری نیستیه بغض لعنتی که کنج گلوت خونه کردهو شده همدمتیه سکوت عجیب که خودتم نمیدونی دلیلش چیه!کم کم به نفس عمیق کشیدنات عادت میکنی...واژه ها تو سرت رژه میرنولی هیچکدوم دردتو توصیف نمیکنن:)عادت میکنی به سردردای هر روز و هر شب:)کم حرفی نیسته
گرگ.... - تاریخ: 1396/3/11 ساعت: 9:01
.گرگ گفت:خداياادم هايتمن و زوزه هايم رادوس ندارند!خدا گفت:زوزه هاى تو بوى دل كندن مى دهند!وادمهاعاشق دل بستن اند!اما تو زوزه بكش و هميشه بخوان!كه زوزه تو:حقيقت است و حقيقت تلخ [ پنجشنبه یازدهم خرداد ۱۳۹۶ ] [ 6:10 ] [ راده ی زمستان میثم ] [ ]
عقاب...... - تاریخ: 1396/3/11 ساعت: 9:01
از عقابی پرسیدند ؛آیا ترس به زمین افتادن را نداریعقاب لبخند زد وگفت:من انسان نیستم که با کمی به بلندی رفتن تکبر کنممن در اوج بلندی نگاهم همیشه به زمین است [ پنجشنبه یازدهم خرداد ۱۳۹۶ ] [ 6:12 ] [ راده ی زمستان میثم ] [ ]